تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج - بدون شرح(مهندس موسوی) چرا سبز! .Sidebar{ line-height: 200%; width: 200px; float:right; padding-right:10px; text-align: right; direction: rtl; top: auto; } A:link {color:#bcbcbc;text-decoration: none;} A:visited { color:#bcbcbc; text-decoration: none; } A:hover { color:#007700; text-decoration: none; } #me { background-image: url(e:/yahoo new/entezar/logoapolo.jpg); width: 130px; height: 70px; background-repeat: no-repeat; } .title { background-image: url(http://i29.tinypic.com/4kts49.jpg); background-repeat: no-repeat; width: 200px; height: 30px; text-align: center; padding-top: 5px; #me a { width: 130px; height: 70px; display: block; } -->

این مطلب را با دلی اندوهگین و ملالی آزرده برایتان می نویسم

شاید بهتر باشد ابتدا خاطره ای تعریف کنم...

خوب یادم هست ایامی در کنار گنبد طلائی و صحن رضوی آقایمان رضا(ع) مردمی را می دیدم که با چه شور و شوقی،بسته های از پیش آماده ی پارچه های سبز را می خرند و همین طور که صحن ها و رواق ها را پشت سر می گذارند حاجت هایشان را زیر زبان زمزمه می کنند تا اینکه می رسند به آنجا که مقصد است.مقصود را به خاطر می آورند و اشک میریزند و بعد پارچه سبز را گره می زنند به کنگره های پنچره فولاد رضا(ع)

 

یا شاید باید این صحنه را برایتان بیان کنم که هر وقت مسجد محل می روم پارچه سبز بزرگی را می بینم که بر منبر رسول(ص) آرام گرفته و وقار منبر را دو چندان کرده!

یا نه چرا راه دور برم ... همین هفته هیئت!

فردای  شبی که مراسم داشتیم در هیئت امتحان داشتم و تصمیم گرفتم نرم هیئت،اما دلم طاقت نیاورد...

نرسیده به در هیئت کسی امد و گفت: چرا مداح حرف سیاسی زده است؟

پرسش و جو کردم دیدم خلاصه و سر بسته گفته است: چرا حرمت پارچه سبز را نگه نداشته اند!

ابتدا با خودم گفتم هیئت جای بحث سیاسی نیست،بهتر است تذکری در این مورد بدهم! اما برای ورود به هیئت پارچه سبز بزرگی را کنار زدم که سر در ورودی هیئت است و بوی گلابش همه جارا پر کرده بود

و تا وارد شدم در اولین نظر چشمم افتاد به پارچه سبزی که یادگار ایام فاطمیه بود بر دیوار هیئت و رویش نقش بسته بود« یا فاطمة الزهرا(س)»

صحنه هائی جلوی چشمم آمد...

بستن پارچه سبز به آنتن ماشین یا دور انگشت و مچ دست طرفداران مهندس را می گویم؟ نه  منظورم چیز دیگری است

رقصیدن چند دختر جوان را می گویم که با پارچه مذهبیه سبزی که بر رویش نوشته شده بود (شرمم می آید بگویم پارچه نام کدام معصوم را داشت) در جلوی ستاد مهندس می رقصیدند در حالیکه پسران دورشان حلقه زده بودند؟ نه! میدانم همین هم برای خون کردن دلها کافی است اما باز هم مقصودم چیز دیگری است

من ؟ آن پسرک جوانی را می گویم که پارچه سبز را پاپیون کرده بود دور گردن سگش!!!

دیگر نتوانستم چیزی بگویم ... حتی شاید من اشتباه کردم که سکوت کردم وحرف مداح را تائید نکردم

مهندس بگذار برات بگویم که سید جوانی را دیدم که برای بار دومش بود که رای می داد. بین همه محبوب است و آدم خوبی است... همه دوستش دارند...خودم از دهانش شنیدم که می گفت من به عنوان یک سید... میر حسین را حلال نمی کنم!

خودش می گفت که در خیابان وقتی شال سیدی اش را به گردن انداخته عده ای گفتند؟ میر حسینی( با میر حسین) هستی؟ می گفت بغض گلویش را گرفته و داد زده است من علوی هستم... شالم را پیش از انکه برای مهندس شما انداخته باشم  برای افتخار به  مولایم علی انداخته ام

نمیخواستم این مطلب را در وبلاگ بنویسم گفتم شاید عده ای بگویند با نام امام زمان سیاسی می نویسد... اما این مسئله برایم هیچ سیاسی نیست... برای من عین دین است و حتی اگر هم سیاسی باشد به خودم حق می دهم ... حق میدهم ناراحت باشم که عده ای رنگ سبز را که به قدمت اسلام و در در طول تاریخ ریشه در اعتقادات دینی و باور های اسلامیه مردم دارد را بازیچه ی دستیابی خود به قدرت و حتی به قولی توفیقشان به خدمت! قرار دهند... رنگ سبز رنگ اولاد علی است و رنگ سلاله ی نبی...

جایش بر مشبک های پنچره فولاد رضاست...

قدیم ها بیشتر دیده بودم که بچه را مریض که می شود بر مچش دستبند سبز پارچه ای می بستند و شفایش را از ائمه میخواستند... یادم باشد به طرفداران میر حسین بگویم شفایشان را از مهندس بگیرند!!!

عده ای شاید بگویند تقصیر مهندس نیست! طرفدارانش این کار ها را کرده اند!

یادمان باشد این روایت امام صادق را که  فرمودند:

در قیامت  عده ای توجیه می کنند که ما چون اربابمان کافر بود کافر شدیم.خطاب می آید که هم شما مقصرید و هم اربابتان.هر دو گروه به جهنم بروید!

مهندس حتی اگر اقبال عمومی هم با شما باشد و رئیس جمهور هم شوید آن سید از شما نخواهد گذشت . از من نیز توقع نداشته باشید شما را برای بی احترامی به اعتقاداتم  ببخشم

همین و بس

+ نوشته شده در جمعه 1388/03/22ساعت 9:30 توسط امیر |