سلام
این بار در قسمت دل نوشته ها به جای متن شعر قرار دادم .البته ادعای شاعری نکردم ونمی کنم چرا که:
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
در هر صورت خوب به خاطر دارم که این شعر را به بهانه اولین حضور دردعای پرفیض ندبه ودر جوار شهدای گمنام سرودم .از آن جهت در این بخش قرارش دادم که چیزی جز دل گفته نیست ودل گفته راجای دردل نوشته هاست «انتظار»
اسم انتظار را ،شايدشنيده باشي
بار سخت تحمل، شايدكشيده باشي
اين روزها پر است ازفاصله
طعم تلخ آن را،شايدچشيده باشي
انتظار يعني ترسيم يك جدايي
اين رسم پرحقيقت، شايد كشيده باشي
انتظار يعني چند دريا فاصله
كشتي نوح رابايد ديده باشي
منتظران هميشه عشق مي سرايند
سروده ها يشان را شايد شنيده باشي
براي منتظرشدن عاشق مي بايدشدن
به اين حد ازيقين، بايد رسيده باشي
كبوتر منتظر درآسمان داردنشان
ازدام هاي زمين بايد رهيده باشي
انتظار،سرخ گلي است بر شاخسار ايمان
اي كاش آنرا از بوته نچيده باشي