حضرت اما رضا(ع) :
کم من مومن متاسف حیران حزین عند فقد الماء المعین (اثباة الهداة 6/381)
چه بسیار مومن دلسوخته ای که در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر می برند.
حضرت چه زیبا محرومیت دوران مستوری را به تصویر می کشد.براستی که امام زمان (عج) چنین است (آب گوارا) و دوران غیبت نیز چنان ( دوران منع تشنه از نوشیدن آب گوارا)
دوران غیبت
دوران پروانه های جان است در غیاب شمع جانان
و صحبت بلبل است در فراق گل
و دوران دوری از تمام خوبی هاست
و دوران در پرده بودن تمام روشنائی هاست
هنگامه ی به چاه افتان هاست
و گاه لرزیدن و ترسیدن هاست
و بحبوحه نالیدن هاست
و وقت بی خوابی و بی آسایشی هاست
عصر محرومیت از چشمه ی ولایت و پرده نشینی یار و محجوبی جمال و کمال اوست
دوران رنجوی پروانه هاست . پروانگانی که در جستجوی نورند نه چون خفاشان کور و این شب را پایانی نیست مگر با پگاه ظهور
آنانکه در محضر نور نشسته اند حال و هوای تاریکی را می دانند و آنها که لذت حضور را چشیده اند طعم تلخ هجران را درک می کنند.
متاسفانه از آنجا که خورشید حضور امام زمان در این دوران در ورای ابرهای غیبت پنهان است در نتیجه برای همه امکان دسترسی به آن حضرت میسور نیست و همان خاصان و خالصان که از فیض حضور بهره مندند اظهار نمی کنند و اگر چیزی بشنوند فاش نمی سازند که اگر جز این بود به خوان قربتش ضیافت نمی شدند.
اندک تشرفات و آستان بوسی ها که نقل گشته برای اتمام حجت دلهای غافل و تحکیم رشته ی محبتش در دل است تا مایوس نگردیده و دست از طلب نکشند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید
اما به هر حال همین اندکی که حرا بخش دلهای سرد است نیز شعاعی است از آفتاب جمالش و هر آنچه را نقل کرده اند مصرعی است از دیوان فضائلش.
چونکه خورشید جسم حضرت نا پدید است اگاهی به مرام و معرفت و خلق و خوی ایشان نیز به راحتی میسور نیست و در این میان نیز اگر از عناد و کینه ی دشمنان بگذریم گاها کم لطفی ها و عدم آگاهی بسیاری از محبان و دلسوزان نیز مسبب آن است که چهره ی اخلاقی حضرتش دستمایه ی تحریفاتی قرار گیرد که متاسفانه بر مهجوری ایشان می افزاید و ایمان های سست و دلهای مریض و قصد های سوء را تحت الشعاع تاثیر خود قرار می دهد .
متاسفانه یکی از ابعاد این سوء معرفت و شناخت ناقص که شاید من جمله ی مهمترین های آن هاست اشاره به این موضوع است که حضرت صاحب در هنگامه ی ظهور و اعمال ایشان بعد از ظهورشان سراسر خشم و غضب و کینه و خون ریزی است .
بنا است به حمایت خاصه ی حضرت ولی عصر چند مقالی به این منظر توجه بیشتر معطوف داشته و امید آن است که در پایان این سیر نوشتاری به آن حد از درک برسیم که ایشان نه تنها مامور به غضب و خشم نیستند بلکه نماد رحمت و رافت الهی بوده و رحمتشان که شعاعی از انوار رحمت الهی است بر غضبشان پیشی دارد.
مطالب این بخش از کتاب "مهر بیکران" تالیف آقای محمد حسن شاه آبادی است که حقا کتابی مشابه این کتاب (مشابهت موضوعی ) در زمینه ی مهدویت تا کنون مشاهده نکرده ام.
ضمن آرزوی توفیق برای ایشان اشاره می کنم که مطالب اندکی مورد دخل و تصرف است و علاوه بر ویرایشات ادبی ،اضافاتی نیز داشته ام که البته در زمینه ی روایات و نقل احادیث و منابع نبوده است.